بسم الله الرحمن الرحیم
پس حضور در نماز این نیست که تو در نماز خواندن ، فقط به نحوه ی ادا کردن درست آیات دقت کنی و مفهوم ظاهری آن را بدانی . البته حضور در نماز این مقدمات را هم می طلبد ؛ اما توجه و حضور در نماز زمانی صورت می گیرد که تو به عالم نماز نزدیک شوی . یعنی اول باید عالم تو در خارج از نماز الهی شود . یعنی حال تو باید عوض شود . یعنی حال تو باید بگردد و الهی شود . حالت کسی که تشنه است و فقط آب را دیده و تماشا کرده با حالت کسی که آب نوشیده و سیراب است ؛ یکی نیست . آن که سیراب است ،در حضور آب نشسته و آب با خونش یکی شده لذا وقتی ِمی خواهد آب را تعریف کند ،می گوید : آب یعنی زنده شدن . حیات و جان و.. اما کسی که آب را هرگز ننوشیده ؛چون یک مفهوم ظاهری از آب در ذهن دارد ؛ لذا آب را هم صوری و ظاهری معنی می کند .
پس برای انس گرفتن با نماز باید به حضور در نماز برسی و برای حضور پیدا کردن باید به عالم نماز توجه پیدا کنی و برای توجه کردن باید به عالم نماز وارد شوی و وجهه ی قلبی و عالم درون تو باید هم رنگ با عالم نماز شود . وقتی تو با نماز هم رنگ شدی به عالم نماز گرایش پیدا می کنی و دوست داری با ملائکه در آن عالم سیر و عروج کنی و بعد از خارج شدن از نماز هم می بینی که در درون آرامش داری که این آرامش داشتن نشانه ی قبولی نماز است . اما اگر بعد از نماز این آرامش را در خود ندیدی ،برای این است که عالم تو با عالم نماز یکی نبوده ، که نماز نتوانسته تو را به آرامش برساند ،لذا چون سیر درون تو بر خلاف سیر نماز بوده پس خیلی زود از نماز خسته می شوی و بعداز نماز هم در همان اضطرابی هستی که بودی و این نشانه ی این است که نماز تو نماز نیست .برای همین همیشه از عامه مردم می شنوی که می گویند نمازم را خواندم ، راحت شدم . در حالی که نماز آرامش بخش است .کسی که در عالم نماز وارد شده ، همیشه منتظر وقت نماز است تا ساعتی در سیر در نماز به این آرامش برسد .
نظرات شما عزیزان:
برچسبها:


















